#طنزسیاهنمایی.980
ما به اندازۀ کافی هیزم داریم...
گفت: آقای عزّتی رستگار،همکار عزیز فرهنگی ما مینویسد:
«تاج گفته به قلعهنویی ۷۰ میلیارد تومان پاداش جام جهانی دادهایم!
آنوقت یک معلّم با مدرک دکترا، با ۳۰ سال سابقۀ خدمت و کلّی دستاورد، بازنشسته میشود و کلِّ مرخّصی و پاداش اتمام خدمتش میشود ۶۵۰ میلیون تومان!
قلعهنویی با سه بازی و سه مساوی، ۷۰ میلیارد پاداش میگیرد؛
معلّم با ۳۰ سال آموزش و تربیت چند نسل، ۶۵۰ میلیون تومان!
ظاهراً در این مملکت هرچه «قلعه» بزرگتر باشد، پاداش هم بزرگتر است؛
و هرچه آدم برای ساختن آیندۀ بچّههای مردم زحمت بیشتری بکشد، سهمش از سفره کمتر میشود!
معلّمی که ۳۰ سال پای تخته ایستاده، امتحان گرفته، برگه تصحیح کرده، دانشآموز تربیت کرده و با حقوقی نهچندان چشمگیر زندگی را چرخانده، در خاتمه خدمتش باید حساب کند با پاداشش چند کیلو گوشت بخرد یا چند قبض پرداخت کند!»
گفتم: ما داریم چوب توسعهنیافتگی خود را میخوریم! یاد دارم در اوایل انقلاب مردم نزد یکی از شخصیّتهای انقلاب از گرانیها گلایه کرده بودند. ایشان در پاسخ گفته بود:
ما نه به خاطر شکم ،بلکه به خاطر دین و فرهنگ انقلاب کردهایم!(نقل به مضمون)
گفت: حالا آن شخصیّت بیاید و ببیند پس از گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب چه بر سر فرهنگ آوردهایم!
گویند یکی از نقّاشان بزرگ -که پس از مرگش معروف شد-،زمانی در تنگنای معیشت یکی از تابلوهای ارزشمند و تاریخی خود را به شاگردش میدهد و میگوید آن را نزد نانوایی ببرد و با هر نرخی شد آن را بفروشرسانید و با پول آن چند نان و موادِّ غذایی تهیّه کند.شاگرد پس از ساعاتی با تابلو برمیگردد و میگوید:
نانوا گفت ما به اندازۀ کافی هیزم داریم و این تابلو به درد تنور ما نمیخورد!!
گفتم: تو معمولاً در اتمام هر #سیاهنمایی با طنزی یک لبخند زورکی(!!) بر لبهای ما مینشاندی! امروز با این خبر تلخ جگر ما به آتش کشیدی! و باز هم بیشتر #سیاهنمایی کردی!
#شفیعی_مطهر
☘️☘️☘️☘️
برای دستیابی به دانلود بدون هزینه کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
برچسب:
نویسنده: باران یزدانی