
انحراف از اندیشمان عاشورا(یک خاطره و یک تاریخ پرمخاطره! )#شفیعی_مطهرشب بود و در یکی از جبهههای جنوب عملیات سختی در پیش داشتیم. در پیشروی به سوی مقرهای دشمن به میدان مین رسیدیم که عبور از آن ناممکن و یا همراه با تحمُّل تلفات سختی بود. لحظاتی به فکر فرورفتیم. ناگزیر از عبور از میدان مین و رسیدن به اهداف از پیش تعیینشده بودیم.در عین حال اگر بنا بود بیشتر نیروهای خود را در عبور از میدان مین از دست بدهیم،پیشروی به سوی اهداف مورد نظر غیرممکن یا بسیار سخت به نظر میرسید. در اینجا از سوی چند نفر از رزمندگان ایثارگر پیشنهادی راهگشا ولی جانسوز و دردآور مطرح شد. این عزیزان اعلام آمادگی کردند که داوطلبانه بر روی میدان مین بغلتند تا با انفجار مینها و در نتیجه تکّهتکّهشدن پیکرهای آنان راه پیشروی نیروها گش...
ادامه مطلب
چگونه من باعث ردِّ صلاحیّت یک نماینده شدم؟! خاطرهها و مخاطرهها شفیعی مطهرروزی در یک همایش بزرگی شرکت داشتم. پس از پایان نشست ،یکی از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی را دیدم که زمانی در دوران تحصیل شاگرد کلاس من بود. ایشان پس حال و احوالپرسی دست مرا گرفت و به میان جمعی از حُضّار برد و در حالی که مرا به همه نشان میداد،با صدای بلند گفت: آیا میخواهید بدانید علّت ردِّ صلاحیّت من برای انتخابات مجلس چه کسی بود؟ ایشان استاد شفیعی مطهر باعث اصلی ردّ صلاحیّت من شد! علاوه بر من همۀ حاضران از جمله یکی از وزرای دولت پیشین که در میان جمع بود،با شگفتی نگاههایشان را به دهان ایشان دوخته بودند که ببینند من چگونه باعث ردِّ صلاحیّت ایشان شدهام! سپس ایشان توضیح دادند: روزی در مجلس مشغول سخنرانی بودم و حقایق...
ادامه مطلب