
هر پگاه نو با یک نگاه نو #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 788) هر چه «ظرفیّت،ژرف تر»،«شخصیت،شگرف تر»! من «قفسه سینه»، این «قفسِ خالی از کَرکَسِ کینه» را «انباشته از رازهای نگفته» و «انگاشته از سوز و گدازهای نهفته» دیدم. اما احساس کردم این «سوقِ راز» و «صندوقِ مَجاز» ، هر چه «انباشته تر»،«بر افراشته تر»! و هر چه «خالی تر»،«خیالی تر»! «ارزش هر سینه» و «گنجایش این گنجینه» به خاطر «انبوه رازهای نگفتنی» و «شکوه سوز و گدازهای نهفتنی» است. «گوهرهای راز» و «جوهرهای ناز»، نه در «پهنای صحرا»،که در «ژرفای دریا» نهفته است؛ بنابراین هر چه «ظرفیّت،ژرف تر»،«شخصیت،شگرف تر»! #شفیعی_مطهر ------------------------------------ انگاشته:پنداشته،فرض کرده،گمان کرده سوق: بازار، جای خرید و ...
ادامه مطلب