
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 692) «زور سلطانی» و «غرور نادانی»! من ناخدای بی خدایی را دیدم که با «زور سلطانی» و «غرور نادانی»، کشتی ملّت را به جای «ساحل نجات»، بهسوی «گرداب ممات» می راند. به رغم راهنمایی«داوران دلسوز» و «روشنگران شب افروز» همچنان «راه هلاک» و «چاه مغاک» را «می پیمود» و «پندآموزی آگاهان» و «دلسوزی همراهان» بر لجاجتش «می افزود» . این شهریار خودکامه از بسیاری «احساس ح...
ادامه مطلب